تاریخ، موارد بسیاری را در مسیر خود پشت سر گذاشته که دیگر خبری از آنها نیست؛ اما دعا و اعتقادات، بنیادیترین وجهی از آن است که همواره در جریان گذر زمان، دیده میشود. انسانها چه در لحظات شادی و چه در اوج غم، دعا را راهی برای تخلیه هیجانات و رسیدن به تعادل میشناسند، هرچند راههای مختلفی برای ارتباط با کائنات و خدا وجود دارد. ازآنجاکه شرق و غرب، تفاوتهای فرهنگی و تاریخی با یکدیگر دارند، در این حوزه نیز به یک شکل عمل نمیکنند. هر دو گروه در برخی حوزهها اشتراکاتی دارند، اما تفاوتشان در شیوه بروز و کارکرد دعا است. این دو چه تفاوتی در حوزه اعتقاد و باور با یکدیگر دارند و آیا هرگز به هم نمیرسند؟ با ما همراه شوید.
دعا در فرهنگهای شرقی
ازآنجاکه شرق بیشتر خواستگاه پیامبران بوده است، دعا و مناسک شرقی بهعنوان بخشی جداییناپذیر از زندگی روزمره مردمان این خطه بهحساب میآید. تفاوتی در میان آیین اسلام، مسیحیت یا بودا وجود ندارد. دعا به شکل مانترا، ذکر، مراقبه یا شیوههای دیگر در اغلب این جوامع ابزاری برای تمرکز ذهن، آرامش روح و ارتباط با نیروهای کیهانی محسوب میشوند. بودیسمها اغلب دعا را به شکل مراقبه و مدیتیشن انجام میدهند تا بهتر بتوانند از دلبستگیها رهایی پیدا کرده و بهروشنی برسند. هند باستان مانترا یا اذکار را راه رسیدن به آرامش میداند و مسلمانان هم از راه نماز که نوعی مراقبه است و هم از طریق دعا که شکلی از مانترا است باخدا ارتباط برقرار میکنند. وجه مشترک این ادیان و آیینها آن است که دعا و مراقبه گاه به شکل جمعی و برخی موارد به صورت فردی انجام میشود. مراسمهای مذهبی، نماز جماعت یا جشنهای آیینی بخشی از این راهها در فرهنگهای شرقی است. آنچه در این فرهنگها بیشتر به چشم میخورد، تلفیق دعا و تاریخ است. این آیینها اغلب سینهبهسینه از گذشتگان منتقل شده و همچنان توانسته جایگاه خود را در دنیای مدرن حفظ کند. بهاینترتیب میتوان گفت دعا هم راهی برای حل مشکلات روزمره، هم مسیری برای رسیدن به آرامش و هم نمادی از پیوستگی انسان و تاریخ، طبیعت و جامعه است.
دعا در فرهنگهای غربی
هرچند به واسطه مسیحیت و آیین یهود، جوامع غربی نیز از دعا دور نیستند؛ اما تفاوتهای بسیاری با آنچه در شرق وجود دارد، دیده میشود. در مسیحیت، اغلب دعا مسیری فردی و شخصی است و راهی برای گفتوگوی مستقیم فرد با خود خداوند است. البته دعای جمعی در کلیسا نیز وجود دارد، با این حال رابطه فرد و روحالقدس به صورت فردی بیشتر مورد توجه است. آنچه تفاوت جوامع شرق و غرب را بیشتر کرده، گسترش سکولاریسم است. به همین دلیل در فرهنگ غرب افراد، در هر جایگاهی که باشند سعی میکنند نیایش شخصی خود را به شکلی غیررسمی و ذهنی انجام دهند. علاوه بر این، امروزه دعا و مراقبه در غرب بیشتر ابزاری روانشناختی محسوب میشود و افراد به کمک آن ذهن را آرام و امید را در خود تقویت میکنند.
اعتقاد و جهانبینی شرقی و غربی
اعتقادات جوامع شرقی، نگاهی کلگرایانه داشته و با قوانین طبیعت نیز پیوند دارد. آنان چرخه زندگی و مرگ را در قالب تناسخ یا جهان پس از مرگ میشناسند و به قضاوقدر اعتقاد دارند. اگر زندگی به عقیده بودیسم و هندو مجموعهای از چرخههایی است که فرد برای رستگاری لازم است تا از آن رها شود، مسلمانان به قضاوقدر و جهان آخرت باور دارند. اعتقاد فرهنگهای غربی که از فلاسفه یونانی و الهیات مسیحیت متأثر است، از اراده آزاد، رابطه فرد باخدا یا آزادی انتخاب سخن میگویند و معتقدند که انسان خود سرنوشتش را تعیین میکند. همین امر است که بیشتر فردیت را در این جوامع ترویج میکند و تجربه شخصی و تصمیم فردی را اولویت میداند.
کلام آخر
باوجود تفاوتها، دعا و اعتقاد در هر دو حوزه شرقی و غربی پاسخی به نیاز مشترک انسان برای معنا، آرامش و ارتباط با امر متعالی هستند. شرق بیش از همه بر جمعگرایی، استمرار سنتها و هماهنگی با کلیت جهان تأکید دارد، درحالیکه غرب بیشتر به فردیت، تجربه شخصی و آزادی اراده اهمیت میدهد. این تفاوتها نه به معنای برتری یکی بر دیگری، بلکه نشانه تنوع فرهنگی بشر در مواجهه با پرسشهای بنیادین زندگی است. نکته مشترک در هر دوی جوامع آن است که دعا از رابطه فرد با خدای خود شروع شده و در این مسیر به انگیزهای برای بروز رفتارهای کوچک اما معنادار تغییر جهت میدهد. به همین دلیل است که در هر دو فرهنگ، افرادی که اعتقادات قلبی راسختری دارند، انسانهایی کاملتر هستند که در ارتقای جهان اطراف خود میکوشند. از این منظر، دعا تنها نیایشی درونی نیست، بلکه سرچشمهای برای ساختن جهانی انسانیتر و معنادارتر به شمار میآید.
English
Türkçe
نقش اجتماعی و روانی دعا: از نیایش تا نیکوکاری
نکته مهمی که باید در زمینه دعا در نظر گرفت آن است که دعا تنها راهی برای برگزاری مراسمات دینی و آیینی نیست؛ بلکه میتواند در زندگی روزمره نیز مؤثر باشد. فرد با دعاکردن، خود را به خدا نزدیک میبیند و میتواند ارزشهای درونیاش را زنده کند. در نتیجه بهتدریج درونیترین لایههای شخصیت را تحتتأثیر قرار داده و به منش و سبک زندگی فرد شکل میدهد. زمانی که باور درونی از طریق دعا تقویت میشود، نمود بیرونی آن اغلب در رفتارهای کوچک اما اثرگذار اجتماعی دیده میشود؛ رفتارهایی که شاید در ظاهر ساده باشند اما میتوانند زندگی فرد یا دیگران را تغییر دهند. از کمککردن به یک نیازمند گرفته تا نشاندادن مهربانی در روابط روزمره، همگی میتوانند ریشه در همان نیایشی داشته باشند که فرد را به عمل خیر الهام کرده است. بدین ترتیب، دعا پلی میان دل و دست انسان میسازد؛ دل با نیایش آرام میگیرد و دست با نیکوکاری، معنای دعا را به زندگی عینی و ملموس پیوند میزند.