فرشتهها در ادبیات و فیلم: نماد امید یا خرافه؟
منتشرشده در ViralWishes.com
انسان، در همه برهههای زندگی و اعصار بشریت، با مشکلاتی دستوپنجه نرم کرده که خود بهتنهایی از پس حل آن برنیامده است. در این میان، کمکگرفتن از موجوداتی ماورایی یا قدرتهایی فوق بشری یکی از راهکارهایی بوده که او را به مرحلهای بعد منتقل کرده است.
از دوران باستان تا عصر دیجیتال، بشر تلاش کرده است با تصویرسازی این موجودات، مفاهیم پیچیدهای؛ چون امید، نجات، عدالت و حتی ترس از ناشناختهها را بیان کند. همین ویژگی چندلایه سبب شده که فرشتهها در طول تاریخ بارها بازتعریف شوند و هر نسل بر اساس دغدغههای خود، برداشت تازهای از آنها داشته باشد. امروز نیز این پرسش همچنان مطرح است: آیا فرشتهها نمادی الهامبخش برای امید و تغییرند یا تصویری خیالی که گاه ما را به خرافهگرایی سوق میدهد؟
فرشتهها در ادبیات: از متون مقدس تا رمانهای مدرن
اگر بررسی ادبیات را بخواهیم از متون مقدس و باستانی آغاز کنیم، میتوانید نمونههای بسیاری از روایتهای مربوط به فرشتگان را در آن بیابید که نقش واسطه میان انسان و خدا را برعهده دارند. این امر در متون مقدسی مانند تورات، انجیل و قران بیش از سایر نوشتهها به چشم میآید که بیشتر حامل پیام الهی یا مجری فرامین آسمانی بودهاند. بااینوجود، اشعار فارسی مانند غزلیات حافظ و مثنوی مولوی نیز بارها فرشته را نمادی از پاکی و تسلیم دانستهاند و معتقدند که انسان با یک پیاله عشق به خدا میتواند جایگاهی برتر از فرشته داشته باشد.
در مقابل، آثار مدرنی همچون داستانهای داستایوفسکی و کافکا، نگرش نسبت به فرشته را دستخوش تغییراتی کردهاند. فرشته در رمانهای مدرن بیشتر استعارهای از وجدان و احساس مسئولیت بوده و دیگر موجود ماورایی که میشناختید نیست.
فرشتهها در فیلم: تصویر امید یا ابزار سرگرمی؟
بازنمایی فرشتگان بهصورت تصویری ملموس، در سینما بیش از ادبیات دیده میشود. بهعنوانمثال در فیلم It’s a Wonderful Life (1946)، کلارنس، فرشتهای است که وظیفه دارد شخصیت اصلی را از تأثیر مهمی که بر زندگی دیگران دارد مطلع سازد. روایتی که هر چند در میان بحرانهای اقتصادی و اجتماعی آمریکا تولید شد؛ اما قصد داشت جرقه امیدی را در دل مخاطبان روشن سازد.
در مقابل، میتوانید آثاری را پیدا کنید که فرشته را موجودی متناقض و گاه پیچیده به تصویر کشیده و نگاهی انتقادی به این باور دارد. City of Angels و Constantine از نمونه این آثار است که تلاش میکند با پرسشگری دید مخاطب را به این لایههای پنهان واقعیت باز کند.
سینمای ایران، کمتر به سراغ مفاهیمی مانند فرشته، بهصورت مستقیم رفته است. بااینحال هرکجا صحبتی از این موجودات به میان آمده، شخصیتی مهربان و کمککننده بوده که گاه فردی عادی و انسانی زمینی این وظیفه را بر عهده داشته است.
فرشتهها در ادبیات فارسی، غربی و سینما
ادبیات فارسی، فرشته را موجودی عرفانی، معنوی و ماورایی میداند. این را میتوانید در آثار مولوی، عطار یا حافظ ببینید. البته بیشتر تأکید بر آن است که فرشتگان موجوداتی خیالی نبوده و بیشتر الگویی برای تعالی روح انسان هستند. به عبارت سادهتر، برای سنجش روح انسان از مقیاسی به نام فرشته استفاده میشده که گاه انسان میتوانسته از آن فراتر رفته و گاه با غفلت، از مرتبه حیوانی نیز پایینتر نزول میکرده است.
در مقابل، ادبیات غرب فرشته را بیشتر با چهره انسانی و ملموس به تصویر کشیده است. آنها گاه نگهبان و راهنما و گاه موجودی زمینی با ویژگی انسانی بودهاند. این تفاوتها نشان میدهد که در فرهنگهای مختلف، فرشته میتواند هم نماد امید و تعالی باشد و هم وسیلهای برای بازتاب دغدغههای روزمره انسان.
فرشتگان اکنون کجا هستند؟
اعتقاد انسان مدرن و امروزی، چه در ادبیات غرب و چه آثار فارسی، بر این است که دیگر فرشتگان در تخیل ما نیستند. شما میتوانید ردی از آنان را در زندگی روزمره خود پیدا کنید یا حتی خودتان به فرشته یا منجی برای دیگران بدل شوید. امروزه با تعاریف و مفاهیم متعددی مانند خرده داوطلبی، فرشتگان را از آسمان به زمین و از خیال به واقعیت میآورند.
خرده داوطلبی، به معنای انجام کارهای کوچک اما اثرگذار برای جامعه است. این اعمال ممکن است چندان بزرگ و چشمگیر به نظر نرسند، اما درست همانند فرشتهای که در لحظهای حساس سر میرسد، میتوانند دگرگونی بزرگی ایجاد کنند. این اقدامات، اگرچه سادهاند، اما پیام عمیقی دارند: امید و تغییر نه از نیروهای ماورایی، بلکه از دل کنشهای انسانی برمیخیزد. هر فرد میتواند فرشتهای کوچک برای دیگری باشد.
فرشتههای زمینی: از نماد تا مسئولیت اجتماعی
بر اساس باور و اعتقاد به خرده داوطلبی، هر فرد در جامعه میتواند در موقعیتی حساس، کارکرد فرشته را ایفا کند. در این باور، نیاز به قدرتهای خارقالعاده نیست، بلکه با عملهای سادهای چون همدلی، دستگیری و حمایت هم میتوان فرشته را در زمین یافت. بهاینترتیب فرشتگان به الگویی برای کنشهای انسانی و اجتماعی بدل میشوند.
آنچه از این باور به دست میآید آن است که دیگر برای حل مشکلات خود نیاز به نیروی ماورایی نداریم، هر فرد در اطراف ما میتواند با اقداماتی کوچک، تغییری بزرگ در زندگی دیگران ایجاد کند. از کمک به یک دانشآموز نیازمند تا مشارکت در فعالیتهای محلی، این اعمال همان تجلیهای واقعی فرشتههای زمینی هستند؛ بنابراین، امید نه در خرافه و انتظار، بلکه در عمل و همبستگی انسانی معنا مییابد.
کلام آخر
فرشتهها در ادبیات و فیلم، نماد نیاز همیشگی بشر به امید و رهایی هستند. اما آنچه اهمیت دارد، نحوه برداشت ما از این نماد است. اگر فرشته را موجودی فرازمینی و دستنیافتنی بدانیم، ممکن است تنها به رؤیایی شیرین بسنده کنیم. ولی اگر آن را نمادی از توانایی خود انسان برای یاریرساندن تعبیر کنیم، آنگاه هر فرد میتواند نقشی فرشتهگون در زندگی دیگران داشته باشد.
به همین دلیل، خرده داوطلبی را میتوان پلی میان اسطوره و واقعیت دانست: همانطور که فرشتهها در داستانها ناامیدی را به امید بدل میکنند، ما نیز با کنشهای کوچک و روزمره میتوانیم جهان اطرافمان را روشنتر و انسانیتر سازیم. شما هم فرشته هستید؟
English
Türkçe